September 22, 2003
اعلام موجوديت!!
فقط میخوام بگم که اين جا زنده است و نمرده. وقفه در به روز شدنش موقت و به خاطر امتحاناتم بود. به زودی راه میافته! باز هم از دستورات آشپزی شما استقبال می کنيم!
August 11, 2003
مهمات برای يک آشپزخانهی مجردی
( مطلب زير دقيقاً توسط دوست عزيز، پانته آ نوشته شده . فقط در توضيحش بايد بگم که همانطور که از اسم مطلب بر میآد اين وسايل برای آشپزی مجرديست. شايد برای دانشجويان در چند مورد بتوان تخفيف داد . جون مثلاً در خوابگاههای ايران از تمام وسايل آشپزی تنها ديگ و بشقاب با چند تا قاشق و چنگال هست و بقيه اگه لازم شد پس دوستی رو واسه چی گذاشتن!!)
فکر ميکنم بهتره قبل از اينکه به آشپزی کردن بپردازيم روشن کنيم که يک آشپزخونهء مجردی به چه وسائلی احتياج داره؟ اين وسائل برای هر آشپزخونه ضروری و اوليه هستند و داشتنشون واجبه:
- يک ديگ به اندازهء کوچيک (قطر ۲۰ تا ۲۵ سانت)، يک ديگ بزرگتر
- يک ماهيتابه (قطر ۲۸ سانت بهتره)
- يک آبکش پلاستيکی يا رويی
- ۲ بشقاب مسطح، ۲ بشقاب سوپ خوري، ۲ دست کارد و چنگال و قاشق، ۲ ليوان، ۲ فنجون و نعلبکي، ۲ قاشق چايخوري، ۲ پيشدستی (شورواشور لازم ميشه، تازه مگه همه اش تنها ميخواين غذا بخورين؟)
- يک کارد بزرگ و يک کارد کوچيک
- در باز کن ( مهم تر از اين چيزی نيست!)
- گوشت کوب
- يک قيچی بزرگ
- يک رنده با سوراخهای ريز و درشت (اگه ماشينی داشتيد چه بهتر)
- يک کفگير، يک قاشق بزرگ برای هم زدن (چوبی يا پلاستيکی)، يک ملاقه
- يک همزن (الکتريکی بهتره، دستی هم کافيه)
- دو تا سه کاسهء پلاستيکی يا فلزی به اندازه های مختلف
- يک تخته برای خرد کردن گوشت و سبزيجات
- يک ديس و يک کاسهء بزرگ چينی
- يک سفره يا روميزی پلاستيکی يا پارچه ای (ميدونم، روی روزنامه هم ميشه غذا خورد، ولی حيف اين همه زحمت پختن نيست؟ يه خورده سليقه داشته باشيد!) غير از اينها مواد غذايی اوليه ای هم هستند که بهتره هميشه تو خونه داشته باشيد و مواظب باشيد تموم نشن: - رب گوجه فرنگی - روغن - پياز - سيب زمينی - نمک و فلفل - زردچوبه - شير - کره - تخم مرغ - شکر
August 08, 2003
درباره وبلاگ
سلام من لوطی هستم، یعنی از دو روز پيش تا حالا شدم . اولين دليلی که باعث شد سردبيری اين جا رو قبول کنم اين بود که وارد جماعت بلاگيست بشم، تا بتونم در تجمعاتش شرکت کنم! D: ولی بعد ها ديدم چيز بدی هم نيست. خلاصه بايد بگم اين جا در مورد هر چيزی که مربوط به شکم بشه بحث خواهد شد. از غذا گرفته تا مزههای مناسب برای انواع مشروبات. چون مشروب خوری به طرز چشمگيری بين دانشجويان در هر حال گسترش هست. از طرف ديگه ما دو نوع دانشجو داريم. دانشجويان خوابگاهی و دانشجويانی که خانه مجردی دارند. که سيستم درست کردن غذاشون خيلی متفاوته. در خوابگاه چيزی به نام یخچال نداريم، چون یخچالها مشترکاً در راهرو هست ، پس هر چی بذاری توش دو ساعت ديگه نيست! برای همين امثال سس و رب و خيلی چيزای ديگه تا حدود زيادی منتفيست. مگر اين که مقدار محدود لازم باشه و همين مقدار خريداری بشه. تنها تضمينی که به شخصه سعی میکنم بدم اينه که غذاها اگر خيلی تنبلی نباشه حداقل وقتگير هم نباشه. مثلاً پختن آب گوشت به سرخ کردن سيب زمينی ارجحيت داره چرا که اولی رو ميذاری بعد خداحافظ تا 10 ساعت ديگه. ولی دومی بايد تمام مدت بالاسرش باشی! هر کس ازاين جور غذاها بلده؛ از هر نوع ايرانی،چينی، عربی و ... کافيه به من ميل بزنه تا با ذکر نامش در وبلاگ گذاشته بشه! فقط قبلش با استانداردها ( زمانی، اقتصادی، کاليبری) مقايسه میکنم. شعار وبلاگ : زندهباد تخم مرغ و آب هندونه !!!!! فعلاً بای !
August 07, 2003
سخن اول

به نام حضرت دوست
خوب اين هم وبلاگ آشپزی. راستش تو اين وبلاگ من صاحب امتياز و مدير مسئول هستم و سردبيری رو به عهده دوستم ، « لوطی» میسپارم. پس اصلاً اين جا تو مايههای سردبير خودم نيست.شايد اين ، اولين و آخرين پستم باشه.
بايد بگم نه من و نه اون سر رشتهی چندانی در آشپزی نداريم!!! و نيازی هم نمیبينم که داشته باشيم. پس شما هم اگر غذايی بلدين که منطبق بر اصول دانشجويست ( اقتصادی ، زمانی و کاليبری!! ) ما رو بینصيب نذارين!
همواره ايزد از ساغر سرشار نوشتان دهاد!